کتاب های مفید

«صبح بود و من از لاي در حياط، كوچه را نگاه ميكردم. عمو
رفتگر با آن جاروي بلندش آمد تا كوچه را جارو بزند. او به برگهاي خشك كنار ديوار
نگاه كرد و جارويش را روي برگها كشيد.برگها قلقلكشان آمد و خشخش خنديدند.
عمو رفتگر دوباره جارويش را بيشتر روي برگها كشيد. برگها آنقدر قلقلكشان گرفت كه از دست او فرار كردند.يك برگ قرمز توي هوا چرخيد و چرخيد و تا لاي در حياط خانه ما جلو آمد و آنجا روي زمين نشست.برگ قرمز كنار پاي من ميلرزيد و ريزهريزه ميخنديد. من از زرنگي برگ قرمز خندهام گرفت.فوري در را بستم تا عمو رفتگر او را نبيند.»اين يكي از داستانهاي زيباي از «شنبه تا پنجشنبه» بود. مجموعهاي كه انتشارات قدياني با دقت و وسواس، داستانهايش را جمعآوري كرده و با تصويرهايي زيبا از شيوا ضيايي دلنشينتر شده است.با اين كتاب شما ميتوانيد از شنبه تا پنجشنبه هر شب يك قصه زيبا براي فرزندتان بخوانيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 20:10 توسط دبستان سرمست
|
کارکنان دبستان سرمست به شما مشاهده کننده وبلاگ مدرسه خوش آمد می گویند.اسامی همکارانی که امسال در خدمت آنها هستیم: