از حدود 4سالگی کنجکاوی سراسر وجود کودک را فرا گرفته و سبب آن می شود که با حقایقی برباره جهان آشنا شود. این آشنایی منجر به قبول خدا می شود. این مرحله سن طبیعی برای پذیرش خدا است.

کودک 4ساله به والدین خود وصل است. و تلقی او از خدا این است که مانند پدر او بزرگ است. او حتی خدا را عضو خانواده خود به حساب می آورد .شاید عکسی زیبا و عجیب را عکس خدا بداند و به آن صورت معبودی بدهد

مفهوم خدا و صفات او تا حدود6سالگی هنوز امری ریشه دار نیست ولی از حدود7سالگی خدا را مقامی قدرتمند می شناسد که ارزشی بالاتر از ارزش والدین دارد و می خواهد با دستورات او آشنا شود. صفات خدا برای او آشنا است اما صفاتی چون ازلی وابدی بودن برای او نامفهوم است.

ارتباط کودک با خدا:

بررسی ها نشان می دهد کودکان از حدود 3سالگی علاقه ای بسیار به دعا وسرود های مذهبی دارند و از تکرار آن بویژه اگر همراه با آموازهای جمعی باشد بسیار لذت می برند.بتدریج از حدود6سالگی ارتباطش باخدا بصورت حرف زدن و درخواست کردن است؛نوع درخواست های او مادی مانند:خوردنیها،اسباب بازی و....

توقعات او این است که امروز باران بیایدتا او به مدرسه نرود.در مواردی دعای او خنده دار است. مثلا دعا می کند زودتر بمیرد تا به بهشت برودو...هرچه بزرگتر می شود توقعات او از خدا بیشتر می شود.